بمان تو را به تکرار هر چه غزل صداقت است بمان
بمان تا برایت از شوق شاپرک های بهاربگویم
می گویم و می دانم که می دانی چقدر سرخ است باعث ان تب سردم
به قیمت همه ی نگاههایی که بهت کردم
به قیمت همه نگاههایی که بهم کردی
به قیمت همه روزههایی که منتظرت بودم نیامدی راستی چرا نیامدی؟
می دانی چه زیبا می شود عزیزی وقتی بیاید که اصلا قرار نیست بیاید
بیا تورا به تلاوت خط شکسته ی اشک های خونین سوگند بیا
اگر بیایی اه اگر بیایی.......................................