چقدر ببخشمت ؟؟؟ من ديگه چيزي ندارم
بخدا ! از دست اين همه خطات ، خسته شدم
روزي صد تا غم و غصه توي قلبم مي ذاري
منم آدمم از اين درد و بلات ، خسته شدم
تو خودت من و نخواستي، من گناهي ندارم
از دس اون چشماي دور از وفات، خسته شدم
شعر و اينجوري نوشتم ، كسي با خبر نشه
مثلا من از تو و خاطره هات خسته ، شدم
اي خدا،اينو فقط من و تو و اون مي دونيم
نشونم بده يه جور راه نجات، خسته شدم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 10:21  توسط رئیسی
|

قلب ها زخم تگرگ قلب ها زخم دورنگی قلب ها زخم نیرنگ و فریب زخم شمشیر دروغ
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 10:13  توسط رئیسی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 14:24  توسط رئیسی
|
در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند من از ناباوری محبت جستجو کردم
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 19:28  توسط رئیسی
|
ما ایرانی ها مردم استبداد هستیم و با دمو کراسی رابطه ای نداریم ما مردم قصه مردم افسانه مردم معتقد به یک نیروی فرا بشری یک امید همیشگی برای ناجی های مختلف که بیایند و زندگی ما را نجات دهند مردم غریبه پرست مردمی که به تغییر فکر نمی کنیم و اگر هم فکر کنیم فقط لفظ تغییر را در نظر داریم نه جانشینش را برای همین همیشه تغییراتمان اشتباه از اب در می اید
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 19:58  توسط رئیسی
|