در مجلس ختمتان هم گاز اشک اور بپاشید تا همه اشک بریزند
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:25  توسط رئیسی
|
در قرن چهارم در سراسر ایران لهجه های مختلفی وجود داشت و مردم هرمنطقه ای به شیوه ی خاص خودشان صحبت می کردند در همین میان در خراسان شاعرانی پیدا شدند که به لهجه ی خراسانی شعر گفتند که همان فارسی تکامل یافته ی امروزی است شاعرانی مثل رودکی و شهید بلخی و فردوسی و اینها بزرگترین خدمت را به زبان فارسی کردندو هنگامی که مردم مناطق دیگر ایران قدرت انتقال مفاهیم این زبان را دیدند ان را به عنوان زبان رسمی خود بر گزیدند وچون زبان فارسی زبان مادر یشان نبود انرا در مدارس فرا می گرفتند ولغات و اصطلاحات زیادی از لهجه های دیگر وارد زبان فارسی شد وزبان فارسی غنی تر شد. واینجاست که زبان فارسی مجموعه ایست از لهجه های مختلف ایرانی. زبان فارسی افتخار همه ی ماست چه بسا اگر در ان دوره افرادی پیدا می شدند که مثلا به زبان بلوچی یک شاهکار مثل شاهنامه ی فردوسی ارائه دهند امروزه زبان رسمی کشور زبان بلوچی بود همراه با مجموع ای از لغات نیم زبان های دیگر . اما جامعه ی امروز بلوچ ـ اینجا ایران است سال ۱۳۸۴دوره ی حکومت جمهوری اسلامی با سابقه ی حکومتی ۲۷ساله ـاینجا بی تعارف قومیتها در حاشیه نگه داشته می شوند ـ اینجا حقوق مردم سلب می شود ـ استان من محروم است گاز ندارد همان اب و برقش هم درست و حسابی نیست در حالی که به افغانستان و کشور های دیگر برق و گاز صادر می شود. واین درد بزرگی است برای ما که متاسفانه حتی خودمان هم فراموش کرده ایم /.
به خواب رفته ایم خوابی عمیق که حتی بلند ترین صدا ها هم بیدارمان نمی کند مشکل اینجاست که حتی خودمان هم نفهمیده ایم که کی به خواب رفته ایم تا قبل از خواب با خود عهد کنیم که کی بیدار شویم و گر نه با کوچکترین شکی بیدار می شدیم. قوم بلوچ گم شده است > نه چنان در ایران ادغام شده که خود را صاحب خانه احساس کند و نه انچنان حس و رمقی دارد که حرف از حق خودش بزند / مردمی بسیار صبور ـ مردم نخل و گرما واین صبوری بیش از حد کار دستشان داده که با هر شرایتی می سازند ـ بلوچ ناله نمی کند یا درد ندارد و اگر دارد با دردش می میرد اما بلوچ ناله نمی کند ـ ناله کار نخل نیست .
اما تا بچه گریه نکند ............................
حق گرفتنی است نه دادنی
بلوچ بیدار شو افتاب شد.
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:24  توسط رئیسی
|
فکر و عقل نقاد پایه ی اساسی روشنفکری است در حالی که دین به خاطر ذات ایمانی خویش از تحقیق ونقد گریزان است.
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:10  توسط رئیسی
|
تمدن اسلامی اساسا فقیه پرور بوده درحالي كه تمدن غرب فيلسوف پرور و فرهنگساز
دكتر سروش
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:10  توسط رئیسی
|
منتسكيو
افلاطون خدا را شكر مي كرد كه در زمان سقراط به دنيا امده ولي من شكر خدا را مي كنم كه مرا در زماني به دنيا اورده ودر كشوري زندگي ميكنم كه ازادي فكر و قلم حكمفرماست و مي توانم از اين ازادي نهايت استفاده را بكنم
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:9  توسط رئیسی
|
در ادیان قومی ـ قبیله ای خیلی چیز ها و حتی واقعیت حالت قدسی می یابد و هیچ گونه تغییری را نمی پذیرد .ولی در ادیان الهی هر گونه واقعیتی از حالت قدسی خارج می شود حالا اگر اجرا نشده علت ان است که دین از پایگاه عوام بیرون نیامده وجز به عامل توجیه قدرت به کار دیگری برده نشده
برای اینکه عوام دینشان ناشی از اجتهادشان نیست بلکه دینی است که از پدر و مادر به انان ارث رسیده .
محمود نکو روح
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:9  توسط رئیسی
|
جاده ی جهنم گاهی از مسیر حسن نیت می گذرد
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:8  توسط رئیسی
|
احتمال پیدایش زندگی بر اثر تصادفات به همان اندازه بعید است که در اثر انفجاری که در یک چایخانه روی می دهد یک کتاب قطور لغت به شکل الفبایی به وجود بیاید
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:8  توسط رئیسی
|
تنها شجاعت است که انسان را از بلاهت زندگی و خواری مرگ می رهاند
ارنست همینگوی
می ترسم این شرماگین ترین اعترافی است که یک مرد بتواند در پیش وجدان خودش بر زبان بیارد یک ملت ترسو به زودی در چنگال یک مستبد ستمگر گرفتار می اید.ترس خصم بی امان بشریت است نتر سیدن کافی نیست باید جرات داشت شجاعت داشت باید پر دل بود
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:7  توسط رئیسی
|
دین در جامعه ی بلوچ دین و مذهب تنها عنصری است که می تواند عوام راتحت کنترل خود بگیرد .دین همیشه وهمه جا با تعصب همراه بوده ومهمترین جلوه ی این تعصبات جنگ های دویست ساله ی صلیبی است و از انجا که هر دینی خود را بهترین می داند تضاد ها به وجود می ایند و از انجا که دین در مفاهیم و اموزه های ادیان به عنوان ناموس هر دینداری تلقی می شود هرج و مرج ها به وجود می ایند. اماجامعه ی امروز بلوچ با دین اسلام و مذهب تسنن همیشه به عنوان جامعه ای تعصبی شناخته شده امااگر ریشهای به این مسئله نگاه شود اری نصفش درست است ـ بلوچ قومی تعصبی است در همه ی مسائل و به خصوص در دین ـ اما کدام بلوچ ـ بلوچ قدیم . بلوچ یا خیلی پایبند به مسائل دینی است یا هیچی پایبند نیست و در کل بلوچ هر چیزی را یا به هیچ وجه ندارد یا خیلی زیاد دارد ـ مثل ثروت ـ این را روانشناسی قومیتی بلوچ می گوید. اما بلوچ نسل من تاب تحمل روحانیت سنتی را ندارد ومی گوید حرفهایشان تکراری است همان است که من در سالهای دوره ی ابتدایی وراهنمایی در کتاب های معارف خواند ه ام ـ قالب سخنرانی ها و اموزه ای دینی که در مساجد توسط روحانیون سنی مذهب بیان می شود مدت ها قبل تاریخ مصرفشان تمام شده و نمی تواند نسل امروز را قانع کند. جامعه ی تشیع ایران تا قبل از صفویه با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می کرد ولی بعد از روی کار امدن صفویه به نوعی این خلا ها پر گردید. ویل دورانت می گوید دین هر چه اسطوره ای تر باشد بهتر است . وبه قول دکتر سروش این سخن صحیح است اما فقط برای دین عوام {عوام اندیش} صدق می کند . یعنی اینکه دین مردم عوام اسطوره ای باشد بهتر است واما دین عوام بلوج هیچ گاه اسطوره ای هم نبوده است واین مسئله دین دارانی غیر دین شناس بار اورده استوحتی غیر خداشناس و حتی در اموزه های دینی ما امده است که نباید زیاد به خدا فکر کرد چون خدا در تصور ما نمی گنجد واین تفکر باعث گمراهی می شود ـ واین جاست که می گویند دین جلو نگرش محیط و کلی نگری را می گیرد . اما بلوچ نسل من بدون اینکه با مفهوم دین و حتی مبانی دین خود اشنایی داشته باشد فقط وفقط به خاطر اینکه از کارها و برخورد یک روحانی خوشش نمی اید یا حر ف هایش قانعش نمی کند بدون اینکه خود به دنبال دین برود با ان قهر می کند یا سئوال هایی در ذهنش شکل می گیرد و چون خودش نمی تواند به انها جواب دهد به نوعی نیهیلیسم دینی گرفتار می شود . پاستور میگوید دانش اندک انسان را از خدا دور می کند و دانش بسیار او را به سوی خدا باز می گرداند . یک مسئله ی مهمی که امروزه جامعه ی بلوچستان باان روبه روست مسئله ی تحصیل طلاب ورحانیونشان استکه به جرات میتوانم بگویم بش از نود درصد طلاب یا دانش اموختگان حوزه ها و مدارس دینی کسانی هستند که نتوانسته اند در مدارس دولتی ادامه تحصیل دهند ویا نتوانسته اند از سد کنکور بگذرند ـ درد ما این است ـ و از انجا که در دنیای حاضر روحانی به عنوان نماینده ی دین شناخته می شود و به نوعی الگو قرار می گیرد مسئله حساس تر می شود ـ روحانی من توان اقناع نسل مرا ندارد و این جاست که فاصله ها به وجود می ایند ودر هر جامعه ای فاصله افتادن بین نسلها عواقب وخیمی داشته و خواهد داشت . روحانی نسل من در قرن بیست و یک و سال ۲۰۰۵ میلادی و عصر ارتباتات مرا از اتش جهنم می تر ساند یعنی اینکه دینی که می خواهد به خورد من بدهد دینی از روی ترس است عبادت خداوند به خاطر ترس از شعله های اتش ! بعضی ها خدا را به خاطر خودش و عشق به او عبادت می کنند واین ها عرفایند. بعضی ها خدا را به وعده ی بهشت و حور و.... عبادت می کنند و این ها ادم های متوسط به بالایند. وبعضی ها خدا را از بیم شعلع های جهنم می پرستند واین ها ......... روحانی ما می خواهد ما ها باشیم.
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:7  توسط رئیسی
|
هيچ يک از فلاسفه پاسخ را نيافته اند اما ارزش اصلی انها اين بوده که تلاش کردند ومثل ما نسبت به اطراف وجهان خود بی تفاوت نبودند و دين و فلسفه انها يکی شده بود هيچ منافاتی باهم نداشتند وتا به موضوعی تازه وپيچيده بر می خوردندکه يا دين توان پاسخ گويی نداشت ويا رهبران دينی از پاسخ گويی عاجز بودند ان را تکفير نمی کردند و به دنبال پاسخ می گشتند وبه همين خاطر بزرگترين دانشمندان و متفکران در غرب پرورش يافتند چون به تفکر و انسان و انسان گرايی اهميت دادند اسير خرافات و دست و پا بستگی های دينی نشدند فرهنگ سطحی لايه ايی در ميان انها رواج نداشت اگر هم در مقطع های زمانی دچار خرافه پرستی می شدند باز کسانی بودند که اين مسير را تغيير دهند و موجب يک زايش مجدد شوند
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:6  توسط رئیسی
|
حضراتی که به تاثیر دعا می بالند هیچ گفتند که این قوم چرا می نالند
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:5  توسط رئیسی
|
|
|
یکی از مهمترین مسائلی که بشر امروز با ان روبرو بوده وهست مسئله ی انتخاب است گیر کردن بر سر دو راهی این طرف یا ان طرف بعد از نظام پا دشا هی که انتخاب از طریق وراثت و جانشینی بود در دنیای مدرن انتخاب ها معمولا از طریق ارای مردم صورت می گیرد . اما سئوال اساسی این است که ایا انتخابات بهترین نمود دمو کراسی است ؟
اری به ظاهر چنین است ما مسئو لان مان را خودمان انتخاب می کنیم و ظاهرا با از ادی کامل ـ مردم برای خود در مجلس نماینده دارند ـریس جمهور را خودشان انتخاب می کنند ـ یا همان نماینده ی مردم افراد دیگری را برای پست های دیگری بر می گزینند . اما اگر عمیق تر به ایم مسئله نگاه شود معلوم می شود که موضوع به این سادگی ها هم نیست ـاین یک نوع خود فریبی است .مردم معمولا به کسی رای می دهند که یا از قیافه اش خوششان بیاید که این رای مخصوص بازاریان است یا کسی که بهتر حرف بزند که این رای مخصوص دانش اموزان و پشت کنکوری هاست و یا به کسی رای می دهند که وعده هایی مثل ازادی یا توسعه یا .......بدهد این رای مخصوص دانشجویان ترم پایین و مخصوص کارمندانی مثل کارمندان سازمان بهداشت وکارمندان بانک ها و تا حدودی کارمندان اموزش و پرورش است . واما انتخاب اصلح که شاید هیچ وقت صورت نگیرد و فقط یگ گروه اندک قدرت این انتخاب را دارند که این ارا هم نمی تواند سودی داشته باشد. استادی می گفت : برای درس خواندن در یک دانشگاه کوچک وبی نام و نشون وبا صرف مخارج زیادی باید سدی با اسم کنکور و صد ها سد دیگر عبور کرد اما برای نماینده مجلس شدن فرماندار شدن استاندار شدن و رئیس جمهور شدن ............. . تنها سد نوار باریک اندیشه های عامه است اگر توانستی بشکنی که شکستنش زحمت چندانی نمی خواهد وفقط یه کم هنر مخصوص به خود می خواهد بازی را برده ای ـواقعا بازی ویک بازی سنتی مثل دیدار دو تیم در فوتبال که باهم رقیب همیشگی بوده اند در این موقع باز یکنان و مربیان بیش از ان که به فکر امتیاز و جدول لیگ باشند فکر انتقام و خود نمایی هستند و با زیکنان به فکر رقابت شخصی و گرفتن انتقام هایی که احتمالا قبلا در بازی های قبلی داشته اند .اری سیاست یک بازی است مشکل اینجاست که سیاست اصلا برای ما تعریف نشده است و اگر هم شده است بد تعریف شده است سیاست یعنی زیرکی سیاست یعنی فریب سیاست یعنی من و فقط من حتی اگر به قیمت حذف من های دیگر باشد سیاست یعنی مجازات سیاست یعنی مکافات .انتخاب یکی از کاندیدا و به منصب رسیدنش چیزی شبیه به یک قرعه کشی است و قرعه کشی که جوایزش از قبل تعیین شده است مثلا فقط جایزه ی ده هزار تومانی و بیست هزار تومانی و حدا کثر سی هزار تومانی و چه دعواهایی که بر سر این ارقام که تفاوت چندانی ندارند تفاق می افتد و چه بسا کسانی باشند که قصد کلک و تقلبی داشته باشند برا ی برنده شدن و کسی که جوایز را تعیین کرده خوب می داند که چه کرده است می داند که هیچ کس از این اب ماهی نخواهد گرفت و هیچ کس از این قرعه کشی مثلا جایزه ی یک میلیون تومانی نخواهد برد. و اما از کجا معلوم که هما ن ده هزار تومانی اش هم تقلبی نباشد!!!! |
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:5  توسط رئیسی
|